متن نوحه و مداحی محمد رضا طاهری  روضه محمد رضا طاهری

متن شعر و اشعار نوحه و مداحی محمد رضا طاهری / روضه محمد رضا طاهری

روضه

سخن عشق کسی کز لبِ ما نشنیده است

بویِ پیراهن یوسف ز صبا نشنیده است

هر که بوی جگر سوخته ی ما نشنید

بویِ ریحان گلستان وفا نشنیده است

عاشق و شکوه ی معشوق، خدا نپسندد!

در شکست از دل ما سنگ صدا نشنیده است

ساکن مُلکِ رضا شو، که در این اَمن آباد

کسی آواز پر تیرِ قضا نشنیده است

آنکه از ذکر به مذکور نمی پردازد

از خدا هیچ به جز نام خدا نشنیده است

چه قدر گوش به حرف غرض آلود کند؟

بی نیازی که ز اخلاص دعا نشنیده است

ندهد فرصت گفتار به محتاج، کریم

گوش این طایفه آواز گدا نشنیده است

گلشن از ناله ی ما یک جگر خونین است

بلبلی نیست که آوازه ی ما نشنیده است

********

از خون به دستِ خویش حنا می کِشم بیا

هـر لحظه انتظارِ تو را می کِشم بیا

در حجله پیشِ پایِ تو پا می کِشم بیا

چه حسرتی برایِ عبا می کِشم بیا

دور و برم بدونِ تو آشوب می شود

گلزارِ تشنه­ی تو لگد کوب می شود

***

معنا نداشت با تو یتیمی برای من

از بسکه داشتی همه گونه هوایِ من

دیگر نمانده جوهره ای در صدایِ من

شن های داغ پُر شده از ردِّ پایِ من

تنهائیت در آتشِ آهم مقیم کرد

دیدی مرا دچارِ بلائی عظیم کرد

***

تغییر کرده شکلِ سَرم، زودتر بیا

سر نیزه رفت تا جگرم، زودتر بیا

در معرضِ دو چشمِ ترم زودتر بیا

شده تکّه تکّه بال و پرم زودتر بیا

تا قابلِ شناختنم، از حرم بیا

تا سهمی از تنم ببرد مادرم بیا

***

این قومِ غیظ کرده مرا بی هوا زدند

در حجله استخوانِ جناقم به جایِ قند

سائیده شد به هم وسطِ آن بگو بخند

این تار و پود ریخته پاشیده را ببند

وقتی فشار رویِ گلو سخت می شود

کم کم اَدایِ لفظِ عمو سخت می شود

***

سر نیزه نقشِ پیرهنم بد کشیده است

رویِ هِجا هِجای تنم مَدّ کشیده است

گلدسته ای حوالیِ گنبد کشیده است

مژده بده، یتیمِ حسن(ع)قدّ کشیده است

این لشکر سواره مرا دوره کرده اند

تنها به یک اشاره مرا دوره کرده اند

***

یک لشکر ایستاده فقط سنگ می زند

با تیغ و تیر و نیزه هماهنگ می زند

حالا که گشته عرصه به من تنگ می زند

قاتل نشسته مویِ مرا چنگ می زند

با هر نسیم آینه ات خاک می خورد

در هر هجوم زخمِ تنم چاک می خورد

***

قدرِ دعایِ هر سحرت را نداشتند

اصلاً تحملِ پدرت را نداشتند

نه، چشمِ دیدنِ پسرت را نداشتند

از من توقعِ سپرت را نداشتند

بر خاکِ این کویر مرا پهن کرده اند

جایِ کمی حصیر مرا پهن کرده اند

***

بد جور ماه پاره­ی تو گیرِ نعلهاست

قرآنِ یادگارِ حسن(ع) زیر نعلهاست

نرمیِ سینه ام سرِ تأثیرِ نعلهاست

این چند فصل حاصلِ تحریرِ نعلهاست

این بارِ اوّل است چنین نا مرّتبم

در پیچ و تابِ این همه ابرو مَعَذَّبَم

***

در چنگِ ظلمِ چند نفر زخم خورده ام

حالا بیا ببین چقدر زخم خورده ام

از دستِ قومِ تنگ نظر زخم خورده ام

خیلی شبیهِ زخمِ تَبَر زخم خورده ام

جان می دهم که باز بگیری ببر مرا

حَظّ می کنم دوباره بخوانی پسر مرا

زمینه

برای اذن میدون می دونی خیلی غصه خوردم

چاره کارم پیدا شد نامه بابام و اوردم

بسم الله الرحمن الرحیم

من الحسن الی الحسین

من اگه نیستم قاسم هست                    بذار بره که دل تنگه

شاگرد رزم عباسه

مثل خود من می جنگه

عمی الغریب (یا حسین)3

================

خون حسن تو رگهامه

دیگه منم یه پهلوونم

عمو برام تکبیر میگه

وقتی که من زجر می خونم

انا ابن الکریم ابن الکریم

انا ابن فاتح الحمنین

زره برام اندازه نیست                     بذار کفن پوشت باشم

بیا که وقت جون دادن

می خوام تو اغوشت باشم

عمی الغریب (یا حسین)3

============

قاتل من اومد ای کاش

فقط نبینه مادر من

سینه من زیر پا و

تو دستشه موی سر من

مبتلا به بلا عظیم

فانظر الیه یا نور له

تازه میشه مثل زهرا                          سینه و پهلوی قاسم

وقتی که با مرکب هاشون

رد میشن از روی قاسم

عمی الغریب (یا حسین)3

نوحه

نوحه

نوحه

نوحه

افتادم از پشت فرس

در سینه مانده یک نفس

ان هم خرج شاه است و بس

بر پا کردم در این جدل

طوفانی چون جنگ جمل                  این خاک و خون شد عاقبت

بر کامم اهلا من عسل

ای جانم عمو حسین

==============

زیر پا های مرکبم

فریادم گشته زیر و بم

پیچیده دندان در لبم

از من بس که خون امده

سیلی چون هامون امده                 مثل زهرا یک استخوان

از سینه بیرون امده

ای جانم عمو حسین

==============

در چنگ قاتل موی من

جای صد ها پا روی من

کی میایی پهلوی من

هم قد سقا شدم

هم مثل کاغذ تا شدم                   قاسم از اکبر جا نماند

من هم اربا اربا شدم

ای جانم عمو حسین

واحد

ای گدایان رو کنید امشب که اقا قاسم است

تا سحر پیمانه ریز کاسه ما قاسم است

یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم

ذکر کاشی های باب المجتبی یا قاسم است

از همان روزی که رزق نوکران تقسیم شد

کربلای سینه زنهای حسن با قاسم است

این کریمان به نگاه خود گره وا می کنند

ان که عمری درد ما کرده مداوا قاسم است

روی ابرویش اگر تحت الحنک بسته حسین

در حرم زیبا ترین فرزند زهرا قاسم است

نعره زد ان تنکرونی ریخت لشکر را بهم

وارث شیر جمل شاگرد سقا قاسم است

زیر سم اسب ها با هر نفس قد می کشید

گفت با گریه حسین این تن خدایا قاسم است

چون که قاسم بود بین گرگ ها تقسیم شد

یوسف پاشیده از هم بین صحرا قاسم است

تک

ان تنکرونی فانا ابن الحسن

سبط النبی المصطفی المعتمن

افتادم از پشت فرس عمو به فریادم برس

دیگر فتادم از نفس عمو به فریادم برس

شور

هستم ارباب مست تو                     نوکر در بست تو

مرگ و زندگیم دست تو

اقا تا دنیا دنیاست پرچمت همیشه بالاست

این که نوکر تو هستم از دعای خیر زهراست

کربلا میخونمه

عشق تو تو خونمه

نوکری قانونمه

کربلا کربلا کربلا یا کریلا

===============

خوشبختم من با حسین                  عشق زهرا حسین

می کشی مرا یا حسین

اقا منم غلامت تشنه جواب سلامت

بهتر از خودم می دونی یا حسین چقدر می خوامت

عاشق ناقابلم

لک زده بازم دلم

کربلا ای منزلم

کربلا کربلا کربلا یا کریلا

===============

ای فکر روز و شبم                        ای ذکر روی لبم

کشته مرده زینبم

اقا ببیین خرابم از غمت تو التهابم

گریه می کنم برا تو پاک میشه حساب کتابم

حالم و بازم ببین

کربلا ای بهترین

نقطه روی زمین

کربلا کربلا کربلا یا کریلا

=========

تو حرم هستم حسین                    به ضریح دستم حسین

نمیشه عشقت حسین                        نکنه مستم حسین

میون صحرا داره میگه لیلا

خوش به حال مجنونت حسین

همه سال و به یاد محرم

قلبمه پریشونت حسین

کربلا کربلا کربلا یا کریلا

============

دل تو دلم دیگه نیست اقا واسه کربلا

اسم من و بنویس اقا واسه کربلا

کربلا کربلا کربلا یا کریلا

گذاشتن پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *